وبلاگ شخصی پژمان اکبرزاده
Pejman Akbarzadeh Personal blog in Persian
فیس‌بوک / Facebook - تویتر / Twitter - تارنما / Website


۱۳۹۲ خرداد ۱۰, جمعه

بالاخره امام جمعه تهران "آیت الله" است یا حجت اسلام؟

خبرگزاری مهر یک گزارش منتشر کرده درباره نماز جمعه امروز تهران.
در تیتر گزارش اومده: "آیت الله صدیقی" وسطاش تحلیل رفته حاج آقا و شده "حجت الاسلام" !
مثل رفسنجانی و خامنه ای که وقتی خمینی زنده بود "حجت الاسلام" بودن، وقتی خمینی مُرد شدن "آیت الله" !

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۱, شنبه

با دمپایی در وزارت کشور برای انتخابات ریاست جمهوری

هر چه به زمان انتخابات نزدیکتر بشیم اخبار و تصاویر سرگرم کننده بیشتر میشه. 
نمونه اش هم در میان عکس های روز پایانی ثبت نام متقاضیان برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری است:
حضور با دمپایی در وزارت کشور!
(عکس در میان عکس های خبرگزاری مهر دیده شد!)

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۹, پنجشنبه

لباس هنرهای رزمی به سبک علی اکبر ولایتی

آقای علی اکبر ولایتی به دلیل اینکه فوق العاده سکسی تشریف دارند و در پی هر حضورشان، لشکری از عشاق‌شان، کشته و زخمی می‌شوند به این شکل لباس هنرهای رزمی می‌پوشند تا سینه بلورین‌شان دیده نشود !
این عکس را امروز خبرگزاری مهر منتشر کرده که باید بدین‌وسیله از آنها سپاسگزاری کرد که جنبه‌ای دیگر از زندگی یکی از محکومان دادگاه میکونوس را در معرض دید قرار دادند :

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۶, دوشنبه

مقایسه خاکسپاری و سوگواری در ایران و هلند

در کودکی‌ام در ایران، یکی از وحشت آورترین زمان‌ها برایم شرکت در مراسم ختم‌هایی بود که بازماندگان با صدای بلند ضجه می‌زدند و گریه می‌کردند.
در نوزده سالگی که پدر از دست رفت، وحشت از شیوه برگزاری تشیع جنازه هم به وحشت‌های دوران کودکی افزوده شد.
فریادهای مذهبی مردانی که صورت اصلاح نکرده ‌اند، کالبدی که به جای تابوت درون پارچه گذشته می شود و بنا به سنتی - به باور من - بی پایه و احمقانه باید اینطور و آنطور تکان داده بشود و زیرسرش نمی‌دانم چه بگذارند... خلاصه اینکه خانوادهء بازمانده علاوه بر رویارویی با درد از دست دادن عزیز با انبوی از رسوم عجیب و غریب نیز باید دست و پنجه نرم کند که آسیب روحی مرگ عضو خانواده، برایشان چند برابر می‌شود.

از زمانی که در هلند ساکن شدم بر حسب تصادف، در چندین مراسم خاکسپاری و یادبود شرکت کردم. در همه آنها آنچه بیش از همه برایم گیرا بود انتقال حس «آرامش» به بازماندگان و شرکت کنندگان در مراسم بود:
پیکر درون تابوت و به آرامی درون گور جای می گیرد. بازماندگان به آرامی در غم کسی که از دست رفته اشک می‌ریزند و سکوتی که حکمفرماست، فضایی بسیار روحانی پدید می‌آورد.
پس از خاکسپاری، بازماندگان و میهمانان در تالاری گرد هم می‌آیند و گاه از خاطرات خود از کسی که درگذشته می‌گویند و به او می‌اندیشند. کسی داد و فریاد نمی‌کند و بسیاری اوقات، موسیقی مورد علاقه فردی که درگذشته با صدای ملایم در فضا طنین انداز است.

آیا بهتر نیست ما هم دست به دست دهیم و به آن شیوه وحشت آور خاکسپاری و عزاداری در کشورمان پایان دهیم؟
آرامش و تسلای خاطر را برای بازماندگان رقم بزنیم و نه صد چندان کردن داغ آنها را.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۷, شنبه

دفتر متروکه «ایران ایر» در ژنو

از دور، آرم «ایران ایر» را که دیدم، دوان دوان به سمت آن رفتم.
اما آنچه دیدم تنها دفتر متروکه‌ای بود که روی شیشهء آن، نام و نشانی شرکت دیگری نوشته شده بود...
ـــــــــــــــــــــــــــــ
ژنو، سوییس، ٢٣ آوریل ٢٠١٣.

۱۳۹۲ فروردین ۲۷, سه‌شنبه

«گذرنامه یک کمونیست برای خروج از ایران صادر شد»

یکی از چیزهایی که من هیچوقت نفهمیدم اینه:
محمدرضا پهلوی زمانی که می گفت ایران "از لحاظ دموکراسی مانند کشورهای اروپایی خواهد شد"، چگونه در کشور اعلام شد هر کس نمی خواهد عضو این حزب شود گذرنامه بگیرد و کشور را ترک کند!
این روزنامه را در آرشیوم پیدا کردم. روزنامه کیهان هوایی است به تاریخ ۹ فروردین ۱۳۵۴ / ۲۹ مارس ۱۹۷۵.
نوشته را بخوانید. تنها شگفت زده می شوید.
حالا هزار نفر بیایند زیر این یادداشت برای من فحش بنویسند که حق تان همین احمدی نژاد است و چنین و چنان... ولی به باور من هر چیزی را باید در زمان خودش سنجید. چرا ما باید این سیستم دیکتاتوری سیاسی را با جمهوری اسلامی مقایسه کنیم تا به این نتیجه برسیم که آن خوب بوده؟!
شاید بهتر از جمهوری اسلامی بوده ولی خوب نبوده. مقصودم البته بخش فضای سیاسی است و نه مسایل دیگر.
آیا همین دیکتاتوری سیاسی موجب نشد تا مردم به دنبال حرف افرادی بیفتند که در نهایت، تنها از آنها سو استفاده شود و ایران به وضعیت کنونی برسد؟
اگر شاه کمی آزادی سیاسی برقرار می کرد آیا کار باز هم به انقلاب می‌کشید؟...
البته ساده لوحانه است اگر همه چیز به گردن شاه انداخته شود، هر چند این گزینه از همه آسان تر باشد!
فکر می کنم هیچ وقت نباید فراموش کنیم که ملتی که جنازهء سوخته زنی از شهر نو را با افتخار در خیابان به دوش می کشد، نه تعادل عقیدتی دارد و نه تعادل روانی.

۱۳۹۲ فروردین ۱۶, جمعه

سوتی نادر مجد در ویژه برنامه همایون خرم در صدای آمریکا

سیامک دهقانپور، تهیه کننده در تلویزیون صدای آمریکا به تازگی برنامه جالبی به یاد همایون خرم، هنرمند فقید موسیقی ایرانی تهیه کرده است.
یکی از میهمانان این برنامه، هنرمند گرامی، آقای نادر مجد هستند. در بخشی از صحبت، ایشان از آشنا شدن همایون خرم با تکنیک‌های موسیقی غرب برای تنظیم آهنگ‌ها برای ارکستر صحبت می‌کنند و می‌گویند:  این آشنایی باعث شد که آقای خرم در اواخر عمر، مانند بازسازی قطعه "راز دل" از ارکستراسیون زیبایی استفاده کنند...
در صورتی که ارکستراسیون یا تنظیم در بازسازی این اثر، از بابک شهرکی است و استاد خرم علیرغم ذوق درخشان در زمینه نغمه پردازی (یا ملودی سازی) هیچگاه علاقه یا استعدادی در زمینه تنظیم برای ارکستر (حتا آثار خودشان) نشان ندادند.
حرف آخر اینکه پیش از رفتن سر مصاحبه، کمی مطالعه خوفه!
بروید به دقیقه 33:45
ضمنا تفلده عیده شما مفارک :)