وبلاگ شخصی پژمان اکبرزاده
Pejman Akbarzadeh Personal blog in Persian
فیس‌بوک / Facebook - تویتر / Twitter - تارنما / Website


۱۳۹۰ تیر ۲۶, یکشنبه

عکسی حسرت‌برانگیز از دانشجویان دانشگاه تهران در دهه ۱۳۵۰

برای من که در ایران ِ پیش از انقلاب زندگی نکرده‌ام، حتا تصور اینکه این عکس در دانشگاه تهران گرفته شده دشوار است.

بارها اندیشیده‌ام که ای کاش شاه با مخالفان، بیشتر مدارا می‌کرد، به رسانه‌ها آزادی‌های گسترده‌تری می‌داد و کمتر وابسته به برخی دولت‌های غربی بود تا این وضع اسفناک امروز برای مردم شکل نمی‌گرفت. 

شاید شاه در برخورد با روحانیون نیز باید سیاستمدارانه‌تر عمل می‌کرد. او به جای ریشهء مذهب را هوشیارانه زدن، به راضی کردن روحانیون پرداخت و سفرهای سالانه به مشهد و تظاهر به دین‌داری، از نشانه‌هاست.

البته نشستن پشت کامیپوتر در سال ۲۰۱۱ و اظهار نظر در مورد اینکه شاه در آن زمان چه باید می‌کرد کار آسانی‌ست! چون مردمی که خونخواریِ حکومت اسلامی را بیش از سه دهه است که با پوست و خون‌شان تجربه کرده‌اند هنوز در خیابان فریاد می‌کشند:«یا حسین، میرحسین»! و یا قاتل رستوران میکونوس، رفسنجانی، را به عنوان یک چهرهء هوادار  ملت تلقی می‌کنند...

فکر می‌کنم تا روزی که نگاه و عملکرد ما در پیوند با مسایل ایران تا این حد سطحی، ذهنی و ناشیانه است همین آش است و همین کاسه.
TEHRAN UNIVERSITY GRADUATES IN 1970s... when Persia was a part of the world.

I always tell myself if the Shah was more tolerant with the opposition groups and the media and less attached to certain Western governments, perhaps we would never end up in this terrible situation with the Islamic regime…. I do not know,... it's easy that in 2011 I set in front of PC in Holland and say what Shah had to do on that in 1970s in Iran!

۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه

اثری به‌یاد ماندنی حاصل همکاری انوشیروان روحانی، بیژن سمندر و لیلا فروهر

شیراز. درست یادمه! صبح یه روز جمعه بود که برادرم ویدئوی نوروز  1371 / 1992 رو از دوستش امانت گرفت تا ببینیم. این ویدئو با ترانه‌ای با صدای لیلا فروهر آغاز می‌شد: «بهانه».

شیوهء درست کردن ویدئو هم برای ما بچه‌های ده - دوازده ساله جالب بود. تا اون زمان هر چی ویدئو از خوانندهای ایرانی دیده بودیم بیشترش توی استودیو از دو سه تا زاویه و خیلی ساده درست شده بود. 

فکر می‌کنم علیرضا امیرقاسمی که این ویدئو رو درست کرده و دیوید دیکتوری که در همون سالها خیلی کارش گل کرده بود حرکتی در نماهنگ‌های ایرانی ساختن پدید آوردن. و البته اوایل دهه 1980 رافی خاچاطوریان که البته روی داستان بیشتر کار می کرد تا تکنیک‌های ساخت ویدئو.

به هر حال، ترانه‌ای که لیلا در اون نوروز تقدیم ایرانی‌ها کرد، سخت به دل من نشست. موسیقی زیبای اون از انوشیروان روحانی بود؛ ترانه سرا: بیژن سمندر. نامی از تنظیم کننده ترانه در ویدئو نیست ولی به گمونم، شهرداد روحانی باشه که در زمینه موسیقی لایک بسیار خوش‌ذوق هست و هم کارهای زیبایی در این زمینه ساخته و هم تنظیم کرده.

شما هم این ترانه زیبا رو بشنوید و لذت ببرید. 



۱۳۹۰ تیر ۱۸, شنبه

خاطراتی تلخ از هجده تیر و کنسرتی که به احمد باطبی تقدیم شد

روزهای هجده تیر ۱۳۷۸ برای بسیاری از ما به نوعی، یادآور خاطراتی تلخ است. آن روزها برای من نیز علاوه بر آنچه در کوی دانشگاه تهران رخ داد، یادآور از دست دادن پدر است.

همه اینها در ذهن من فضای ویژه‌ای از آن دوران رقم زد که شاید ابراز آن در اوت ۲۰۰۸ در کنسرت دانشگاه کُلن به اوج رسید؛ زمانی که نماد اعتراضات هجده تیر، احمد باطبی، موفق شد خود از آن شرایط نجات دهد.

در تابستان ۲۰۰۸ در یکی از برنامه‌های صدای آمریکا، موقعیتی پیش آمد تا از آن برنامه و زمینه‌هایش به کوتاهی صحبت شود. سپاس از بهنود برای ایجاد این موقعیت و سپاس از اختر و رومن برای برگزاری برنامه در کُلن.



۱۳۹۰ تیر ۱۳, دوشنبه

پیشی با یه چشم عکاس رو می‌پاد

با این پیشی خانوم، بامداد یکشنبه در حومه لاهه آشنا شدم. حسابی روی زانوهای من ولو شد ولی در حین بهره‌مند شدن از ناز و نوازش بنده، یه چشی عکاس رو هم زیر نظر داشت. پدر سوختهء پنجولی!


۱۳۹۰ تیر ۸, چهارشنبه

وحشت کارمند سفارت جمهوری اسلامی در لاهه از آتش‌بازی سال نو

اینو لابلای ویدئوهای ادیت نشده پیدا کردم. در آتش‌بازی شب سال نو (ژانویه 2011) در لاهه. یک گروه از بروبکس سفارت جمهوری اسلامی هم اومده بودن. اینا اینجوری از یک ترقه می‌ترسن بیخود نیست از تابستون 2009 تمام دور تا دور سفارت در لاهه رو حصار کشیدن با یک کابین پلیس!





۱۳۹۰ تیر ۱, چهارشنبه

گوگل چه مَرَضی دارد که نام خلیج پارس را پاک می‌کند؟

پس از مدتها حرف و حدیث بر سر رفتار گوگل در رابطه با نام خلیج پارس، امشب باز هم به سراغ Google Map رفتم و نام Persian Gulf را در آن جستجو کردم. بر پایهء آنچه گوگل نشان می‌دهد (و در واقع نشان نمی‌دهد!)، خلیج فارس باید جایی در ناکجاآباد باشد؟!

برای دوستانی که ممکن است مانند خودم شیرازی باشند و حال نداشته باشند دوباره «گوگل مَپ» را نگاه کنند، تصویر نقشه گوگل را در اینجا آورده‌ام. خوب نگاه کنید. در منطقه خاورمیانه نام هر جوب آبی نوشته شده به جز Persian Gulf!   

مملکت ما هم که خدا را شکر بی سر و صاحب است  و هر کی هر بلای بخوات می‌تونه سرش بیاره! فقط بلدیم یه سرستون تخت جمشید بذاریم تو خونمون و تو کافه اگر کسی ترانه «خلیج فارس» خوند فریاد بکشیم! با یقه‌های باز و سینه‌های پشمالو و گردنبند فروهر!!

چه کنیم با اینهمه بدبختی و این همه زبون دراز!


«برهنگی به سینمای ایران هم سرایت کرد» - کیهان هوایی، ۱۹۷۴

از چند روز پیش، چند جلد روزنامه قدیمی پیدا کرده‌ام و نشستم مثل خوره زیر و روشون می‌کنم. از تعدادی از مقاله‌های سیاسی، اجتماعی و هنری که به نظر جالب میومد عکس گرفتم تا کم کم بذارم در وبلاگ. ولی یکیش خداییش خدا بود ! 

مقاله‌ای با عنوان «برهنگی به سینمای ایران هم سرایت کرد» با عکسی برهنه از فرامرز صدیقی و فرشته جنابی در فیلمی که به نوشته روزنامه کیهان هوایی ( ۴ خرداد ۱۳۵۳ - ۲۵ می ۱۹۷۴)، کارگردانش خسرو هریتاش بوده و به خاطر داشتن صحنه‌های سکسی با اداره سانسور دچار مشکل شده!

من هیچ نظری درباره نظر سازندگان فیلم ندارم و خود فیلم را هم ندیده‌ام. در واقع اصلا نمی‌دونم این فیلم هیچوقت پخش شده یا نه. فقط همین فضای ایران در دهه ۱۳۵۰ برام جالبه و اینهمه تضاد در جامعه و در نهایت یک شبه، عوض شدن مردم. 

امیدوارم فضایی به وجود بیات که بشه همه این فیلم‌ها، عکس‌ها، نوشته‌ها و ... رو مرور کرد. همین مرور، کلی تجربه و دانش بهمون می‌ده از کشوری که به قول ایلین شولینو، روزنامه‌نگار ایتالیایی، مانند همان آینه‌کاری‌هایش است که از دور، زیبا و پرکشش هست ولی از نزدیک، هیچ تصویر روشن و کاملی را نمی‌توانید در اون ببینید...