وبلاگ شخصی پژمان اکبرزاده
Pejman Akbarzadeh Personal blog in Persian
فیس‌بوک / Facebook - تویتر / Twitter - تارنما / Website


ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه

ویدئوی نایابی از کنسرت نوروزی ستار در رویال آلبرت هال، ۱۹۸۶

در سال ۱۹۸۶ ظاهرا برای نخستین بار در یک تالار جهانی، یک کنسرت موسیقی پاپ ایرانی برگزار شد. کنسرت نوروز ۱۳۶۵ در رویال آلبرت هال لندن که هایده، ستار و مرتضی در آن خواننده بودند.

برای اجرا یک ارکستر حدوداً پنجاه نفری سازماندهی شده بود که فرنوش بهزاد، تنظیم و رهبری ارکستر را به عهده داشت. ویدئوی نایابی از اجرای ستار در این برنامه در آرشیو داشتم که ترانه «همسرم» را خوانده است.

در روزهای نوروزی، حیفم آمد که شما را در تماشای این بخش از این کنسرت نوروزی با خودم سهیم نکنم. ویدئو را در یوتیوب بارگذاری کردم.

فکرم این است که شاید اگر اجراهای بهتر را از راه یوتیوب و دیگر شبکه های اجتماعی در اختیار مردم بگذاریم، سطح سلیقه و پذیرش شاید کمی بالاتر رود و دیگر هر آشغالی پخش شد را نپذیرند. یک پیشنهاد برادرانه و دوستانه هم به دوستانی که ویدئوهای قدیمی را زحمت می کشند از آرشیوهای قدیمی روی یوتیوب در اختیار مردم می‌گذارند: دستتان درد نکند ولی لطفا اینقدر آرم و نشانی وبلاگ تان را روی این عکس ها و ویدئوهای زبان بسته نچسبانید! ارث پدرتان که نیست، وظیفه ما فقط ثبت، حفاظت و در اختیار گذاشتن آنها برای مردم است به عنوان بخشی از میراث گذشته.  نوروز بر همگان خجسته!





ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

«همیشه نوروز»؛ ویدئوی کمیابی از مرضیه در کنسرت آلبرت هال، ۱۹۹۵

«همیشه نوروز» از جمله ترانه‌هایی‌ست که مرضیه پس از ترک ایران و آغاز دوبارهء فعالیت اجرا کرد. شعر پرخروش این ترانه از محمد قرآنی است که محمد شمس، مانند همیشه موسیقی زیبایی بر آن گذاشته و خودش هم آنرا تنظیم و رهبری کرده.
خوشبختانه ویدئویی از این اثر به یادگار مانده از اجرای زنده در رویال آلبرت هال, در کنسرت نوروزی مرضیه در سال ۱۹۹۵. امشب بالاخره زمان پیدا کردم تا آنرا در دسترس عموم بگذارم. نوروز به همه خجسته باد !




ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

همش شد حقوق زن! حقوق زن! حقوق مرد چی؟!

همه  جا صحبت از حقوق زنه! هشت مارس هم که دیگه هیچی! یکی این وسط از حقوق مردهای بدبخت هیچی نمیگه. یه مثال دم دست این بَرو بَکسِ بینوا توی ایران که هزار تا سکه مهریه می کنن. فرداش خانوم میره میذاره اجرا. پس فرداش هم میره سراغ یکی دیگه و..و..و...

جامعه بیماره بالام جان! شرمنده ولی سیستمی که قوانین عجیب غریب واسه زن می ذاره که شوهرش بیات اجازه بده تا بره مسافرت یا اینکه تنهایی بهش توی هتل اتاق نمی دن، این سیستم رو باید بِشاشی بهش سیفون رو هم دو سه بار بکشی + بوگیر خیلی قوی برای فضا.

همین سیستم داغون پدر مرد رو هم درمیاره با این سیستم مهریه خانمان برانداز و خرج مراسم و کار از صبح تا شب و بدبختی.
من در دادگاه خانواده در ایران، مردهای بسیاری را دیده ام که به دلیل نداشتن توان پرداخت مهریه با دستبند و پابند از زندان به دادگاه آورده اند! جامعه به هیچوجه وضعیت عادی ندارد! چه برای مرد چه برای زن.
من نمی دونم دوستان فعال برای حقوق زن حاضرن بیان اعلام کنن که مهریه بی مهریه ولی جایگاه و حقوق برابر در جامعه؟! واسه این چطوره یه کمپین؟ فکر می‌کنین زنان در ایران چقدر از این ایده پشتیبانی می‌کنن؟ فکر کنم فکر کردن بهش هم غم انگیز باشه!

سیستم سنتی فاسد مزخرف در ایران پدر همه رو درآورده نه فقط زن. هیچی سر جاش نیست ولی خب زنی که حتا نمی تونه سرش رو در هوای باز باد بده بیشتر در فشاره. این قبوله!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه

به بهانه پنجم مارس: سالروز درگذشت محمد مصدق

امروز پنجم مارس است و سالگرد درگذشت غم‌انگیز محمد مصدق. نمی‌دانم در کشورهای دیگر نیز چنین بوده که افراد مانند  مصدق با آنچه برای مردم انجام داده‌اند به چنین سرنوشتی دچار بشنود یا نه...  در هر صورت برای مستند بعدی‌ام که به روابط تاریخی ایران و هلند و پیشینه تاریخی ایرانیان در این کشور اختصاص دارد، روزنامه‌های فراوانی را از آرشیوهای هلندی گردآوری کرده‌ام.

در سالهای ۵۳ -۱۹۵۲ رسانه‌های هلندی هم مانند رسانه‌های دیگر کشورهای جهان مملو از اخبار و گزارش‌هایی درباره مصدق، جنبش ملی شدن صنعت نفت و در نهایت کودتای بیست و هشت مرداد بودند. یکی از این بریده روزنامه‌ها را در زیر برایتان می‌گذارم. همراه با ترجمه. گزارش ویژه‌ای نیست و تنها در حاشیه دیدار مصدق با ملکه جولیانا نوشته شده ولی حال و هوا و حس قدیمی بودنش خالی از لطف نیست. سپاس از دوست خوبم، سیاوش برای کمک در ترجمه.
یاد دکتر مصدق و همه عاشقان ایران، گرامی.


لاهه - چهارشنبه بعداز ظهر، در حالی که جمعیت زیادی، محمد مصدق، نخست وزیر ایران را تشویق می‌کردند، او با شکوه فراوان، برای مراسمی جهت ادای احترام به ملکه جولیانا از اتوموبیل خود پیاده شد.  در کاخ سلطنتی، بسیاری در تلاش بودند که برای یک لحظه هم شده، به قالیچه ایرانی‌ که او برای ملکه هدیه آورده است نگاهی بیندازند. کمی پیش از ساعت پنج بعد از ظهر، ملکه در حالی که یک کلاه سپید ساده به سر داشت وارد تالار شد و راس ساعت پنج، مصدق همراه با سخنگوی دولت ایران در هلند وارد شدند. حدود نیم ساعت بعد، محمد مصدق در حالی که لبخندزنان به ابراز احساسات مردم پاسخ می‌گفت، کاخ را ترک کرد.»

منبع:
Dagblad voor Amersfoort, 05/06/1952; p. 3/6